تبليغاتX
قالبهای زیبای بلاگفاHome | Archive | Mail me | Persian Blog پروفایل کاربر دربارهء من: طراحی قالب های به روز و زیبا پروفایل ٍEnami_majid آرشیو وبلاگ » صفحه نخست » عناوین آرشیو وبلاگ » فروردین ۸٩ » اسفند ۸۸ » بهمن ۸۸ » دی ۸۸ صفحات مطالب اخیر » بهترین قالب روز » قالب زیبا و به روز » قالب جدید بلاگفا » قالب زیبای فرشته برای بلاگفا » قالب زیبای جام جهانی (بلاگفا) » قالب زیبای بهاری بلاگفا » انواع قالب های جدید » قالب زیبای بلاگفا(قالب حضرت مهدی (عج)) موضوعات وبلاگ نویسندگان » ٍEnami_majid » Moradi لینکستان » قینرجه آنایوردوم » قینرجه_انتظار » لیست وبلاگ های فارسی خرده ریزها آمار + قالب زیبای بلاگفا(قالب حضرت مهدی (عج)) جهت دریافت قالب به ادامه مطلب رفته و در آنجا همه کدها را انتخاب و بعد کپی کرده و به ویرایش قالب وبلاگ خودتان رفته و در قسمت ویرایش قالب وبلاگ همه کدها را پاک کرده و کد مورد نظر را در آنجا قرار دهید. برای تعجیل و سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات یادت نره.

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً آمین یا رب العالمین

*******یا صاحب الزمان*******
السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) صفحه نخست ایمیل مدیر
یا صاحب الزمان

زندگی نامه امام مهدی(عج)

امام مهدی کیست؟

امام مهدی کیست؟ وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی(عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

میلاد نور

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

سیمای مهدی(عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

حجت خدا

روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

دوران زندگی

دوران زندگی امام زمان(عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

پدیدآورنده:
نوشته شده توسط یامهدی در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390

داستان مادر امام زمان (علیه السلام) مادر امام زمان (علیه السلام) كیست؟ مادر امام زمان (علیه السلام) نرجس خاتون دختر یوشعا پسر قیصر روم از نسل شمعون یكى از حواریین حضرت عیسى (علیه السلام) است كه به دنبال یك سلسله وقایع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آید و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (علیه السلام) نایل مى گردد. خلاصه سرگذشت ایشان از زبان خودشان بدین شرح است: جدّ من قیصر مى خواست مرا در سن سیزده سالگى براى برادر زاده خود تزویج كند وقتى مجلس عقد برپا شد و قیصر برادرزاده خود را روى تخت مخصوص نشاند ... ناگهان صلیب ها فرو ریخت، پایه هاى تخت شكست و پسر عمویم با حالت بى هوشى از بالاى تخت بر روى زمین افتاد و مجلس به هم خورد ولى باز دستور دادند تا مجلس را از نو سامان دهند تا این مراسم به اجرا درآید ولى همان حادثه دوباره تكرار شد ... همه پراكنده شدند. همان شب من در خواب دیدم كه حضرت عیسى و شمعون وصى او و گروهى از حواریین در قصر جدّم اجتماع كرده اند و منبرى از نور در آنجا قرار داده شده است، طولى نكشید پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) و داماد و جانشینان آنحضرت وارد شدند؛ حضرت عیسى (علیه السلام) به استقبال ایشان شتافتند، حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند (خطاب به حضرت عیسى (علیه السلام)) یا روح الله من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام و در این هنگام اشاره به امام حسن عسكرى (علیه السلام) كردند كه او نیز موافقت كرد ... آنگاه حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) بالاى منبر رفته و خطبه اى خواندند و مرا به تزویج فرزندشان امام عسكرى (علیه السلام) در آوردند ... از خواب بیدار شدم و از ترس، آن واقعه را به كسى نقل نكردم ولى محبت به امام عسكرى (علیه السلام)باعث شد كه كم كم رنجور گردم و از خوردن و آشامیدن باز مانم و ... بالاخره مریض شدم ... چهارده شب بعد باز در خواب واقعه عجیب دیگرى دیدم و آن اینكه دیدم دختر پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) به همراهى حضرت مریم و ... به عیادت من آمدند و من از اینكه حضرت عسكرى (علیه السلام) به دیدن من نمى آیند گله و شكایت كردم حضرت فاطمه (علیه السلام) فرمودند: اگر مى خواهى خداوند، عیسى و مریم از تو خشنود باشند و میل دارى فرزندم به دیدنت بیاید شهادت به یگانگى خدا و نبوّت پدرم پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) بده و من آنچه كه او فرمودند تكرار كردم؛ آنگاه حضرت فاطمه(علیهم السلام)مرا در آغوش گرفتند و این كار باعث بهبودى من شد آنگاه فرمودند: اكنون به انتظار فرزندم عسكرى (علیه السلام)باش كه او را نزد تو خواهم فرستاد ... وقتى از خواب بیدار شدم شعف و خوشحالى عجیبى تمام وجود من را فرا گرفته بود تا اینكه از شب بعد امام را پیوسته در خواب مى دیدم تا اینكه یكى از شب ها حضرت فرمودند: فلان روز جدّت قیصر لشكرى را به جنگ مسلمانان مى فرستد تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از كنیزان كه از فلان راه مى روند به آنها ملحق شوى و من هم چنین كردم و در نهایت جزو اسیران جنگى به اسارت مسلمانان در آمدم و بالاخره به بغداد آورده شدم و در آنجا بود كه توسط نماینده امام على النقى (علیه السلام) یعنى بشر بن سلیمان خریدارى شده به خدمت آنحضرت رسیدم و آنحضرت هم مرا به خواهرشان حكیمه خاتون سپردند، او آموزشهاى به من دادند ... پس از آموزش فرایض دینى و تعلیمات اسلامى به همسرى امام عسكرى(علیه السلام) در آمدم ... و در سال 255 هجرى روز 15 شعبان در سامرّا حضرت مهدى (علیه السلام) از این بانوى بزرگوار متولد شد. بشربن سلیمان نحاسى كه از فرزندان ابوایوب انصارى و یكى از دوستان دو امام گرانقدر حضرت هادى و عسكرى(علیهما السلام) و همسایه آن دو بزرگوار در سامرّا است، آورده است كه: من احكام و آگاهیهاى لازم در مورد بردگان و اسیران را از سالارم حضرت هادى (علیه السلام) آموختم. و آن گرانمایه، این حقوق و احكام را به گونه اى به من تعلیم فرمود كه من بدون اجازه او نه برده اى مى خریدم و نه مى فروختم و همواره از موارد نامعلوم و نامشخّص، تا روشن شدن حكم آن دورى مى جستم و حلال و حرام را در این مورد به شایستگى درك مى كردم.یكى از شبها كه در منزل بودم و پاسى از شب گذشته بود درب خانه به صدا درآمد و یكى از خدمتگزاران حضرت هادى (علیه السلام) كه كافور نام داشت مرا مخاطب ساخت و گفت كه حضرت هادى (علیه السلام) مرا فرا خوانده است. لباس خویش را به سرعت پوشیدم و به هنگامى كه وارد خانه آن جناب شدم، دیدم امام هادى با فرزندش حضرت عسكرى (علیه السلام) و خواهرش حكیمه آن بانوى آگاه و پرواپیشه، در حال گفتگو هستند.پس از سلام، نشستم كه آن حضرت فرمود: بشر! تو از فرندان انصار هستى و دوستى و مهر انصار همچنان نسل به نسل به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندانش به ارث مى رسد و شما بر آن صفا و محبّت باقى هستید و مورد اعتماد خاندان پیامبر.اینك! مى خواهم تو را به فضیلت و امتیازى مفتخر سازم كه هیچ كس از پیروان ما در این فضیلت به تو پیشى نگرفته است و تو را به رازى آگاه سازم كه كسى را آگاه نساخته ام و آن این است كه: تو را مأموریت مى دهم تا بانویى بزرگ و آگاه را كه بظاهر در صف كنیزان است، خریدارى نمایى و او را به سر منزل مقصود و محبوبش راه نمایى.آنگاه نامه اى به خطّ و لغت رومى مرقوم داشت و با مهر مخصوص خویش آن را مهر زد و بسته ویژه اى كه زرد رنگ بود و در آن 220 دینار بود به من داد و فرمود: بشر! این نامه و كیسه زر را برگیر و بسوى بغداد حركت كن و پس از ورود بدان شهر، فلان روز، در كنار پل بغداد، منتظر كشتیهاى اسیران روم باش. هنگامى كه قایق حامل اسیران رسید و خریداران كه بیشتر آنها فرستادگان مقامات رژیم بنى عباس هستند اطراف آنها حلقه زدند تو از دور مراقب باش تا مردى بنام عمر بن یزید نخّاس را كه در میان صاحبان برده است بیابى. او كنیزى را با ویژگیهاى خاصّ خود در حالى كه لباس حریر ضخیم بر تن دارد براى فروش آورده است، امّا آن كنیز خود را پوشانده و از دست زدن و نگاه كردن خریداران سخت جلوگیرى مى كند، چرا كه بظاهر در میان بردگان است و خود در حقیقت از بانوان باشخصیت و پاك و آزاده مى باشد.فروشنده او را تحت فشار قرار مى دهد تا او را بفروشد امّا او فریاد آزادى و نجابت سر مى دهد و به خریدارى كه حاضر مى شود سیصد دینار به صاحب او بپردازد مى گوید: بنده خدا! پول خودت را از دست مده! اگر تو در لباس سلیمان و برقدرت و شوكت او هم درآیى، من ذره اى به تو علاقه نشان نخواهم داد. و بدینگونه خریدارى را كه شیفته شكوه و عظمت و عفّت و پاكى اوست، نمى پذیرد و او را مى راند.سرانجام عمربن یزید به او مى گوید: من ناگزیرم تو را بفروشم پس خودت بگو راه حل چیست؟او خواهد گفت: در این كار شتاب مكن! من تنها فرد امین و درستكار و شایسته كردارى كه برایم دلپسند باشد مى پذیرمدر این هنگام برخیز و به عمر بگو: من نامه اى به زبان رومى دارم كه یكى از شایستگان نوشته و ویژگیهاى مورد نظر این بانو، در شخصیت نگارنده آن جلوه گر است. شما این نامه را به او بده تا بخواند اگر تمایل داشت من وكیل نگارنده نامه هستم و این كنیز را براى او خریدارم.بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام)اضافه مى كند كه: من، برنامه را همانگونه كه امام دستور داده بود به دقّت پیاده كردم تا نامه را به او رساندم هنگامى كه نامه را دریافت داشت و بدان نگریست، سیلاب اشك امانش نداد و بشدّت گریست و به عمر بن یزید گفت: اینك! مى توانى مرا به صاحب این نامه بفروشى. وسوگندهاى سختى یاد كرد كه اگر به صاحب نامه نفروشد خود را خواهد كشت و هرگز كسى را نخواهد پذیرفت.من بافروشنده براى خرید وارد گفتگو شدم و پس از تلاش بسیار كار به آنجا رسید كه عمر بن یزید به همان پولى كه سالارم امام هادى (علیه السلام) داده بود راضى شد و پس از دریافت همه آن 220 دینار، كنیز مورد نظر را تحویل من داد و در حالیكه از شادمانى در پوست خود نمى گنجید به منزل بازگشتیم تا او را به خانه حضرت هادى (علیه السلام) ببرم. همراه او به خانه رسیدیم، امّا او قرار و آرام نداشت نامه سالارم را گشود و پس از بوسه باران ساختن آن، نامه را به سر و صورت خویش مالید و به روى دیدگانش نهاد.من كه از رفتار او شگفت زده شده بودم، گفتم: آیا شما نامه اى را كه هنوز نگارنده آن را نمى شناسى بوسه باران مى سازى؟او گفت: بنده خدا! تو با اینكه فردى درست اندیش وامانتدار و فرستاده بنده برگزیده و محبوب خدا هستى، در شناخت فرزندان پیامبران ناتوانى. پس گوش به سخنان من بسپار و با دل توجّه كن تا خود را معرّفى كنم و جریان شگفت انگیز خویش را برایت بازگویم. آنگاه گفت: من ملیكه هستم دختر یشوعا و نوه قیصر روم.مادرم از فرزندان حواریون است و دختر شمعون، جانشین حضرت مسیح(علیه السلام)داستان من شگفت انگیزترین داستانهاست. من سیزده ساله بودم كه جدم قیصر روم تصمیم گرفت مرا به عقد برادر زاده خویش در آورد، به همین جهت بیش از سیصد نفر كشیش و راهب از نسل حواریون و هفتصد نفر از اشراف و شخصیتهاى سرشناس كشور و چهار هزار نفر از فرماندهان ارتش و افسران و درجه داران لشكر روم و رؤساى عشائر را، در كاخ خود گرد آورده و تخت بسیار بلند و پرشكوهى را كه از انواع زر و سیم ساخته شده بود، در سالن بزرگ كاخ قرار داد و برادرزاده اش را بر فراز آن دعوت كرد تا طىّ مراسم ویژه اى، مرا به ازدواج او، درآورد.امّ هنگام كه فرزند برادرش بر فراز تخت قرار گرفت و صلیبها گرداگرد او، آویخته شد و اسقفها در برابر او تعظیم كردند و انجیل مقدّس گشوده شد، بناگاه صلیبها از جایگاههاى بلند خود، فرو غلطیدند و ستونهاى تخت در هم شكست و آن جوان نگون بخت از فراز تخت به زمین افتاد و بیهوش گردید.بر اثر حادثه ناگوار، رنگ اسقفها پرید و بندهاى وجودشان به لرزه درآمد و بزرگ آنان به نیاى من، قیصر روم گفت: شاها! ما را از كارى كه شومى آن از زوال آیین مسیح خبر مى دهد، معذور دار! جدّم آن حادثه تكان دهنده را به فال بد گرفت و به اسقفها دستور داد تا ستونها را برافراشته دارند و صلیبها را بالا برند و بجاى آن جوان نگون بخت، برادرش را بیاورند تا مرا به ازدواج او درآورد و بدینوسیله شومى پدید آمده را، با نیكبختى و سعادت فرد دوّم، برطرف سازد. امّا هنگامى كه اُسقفها به دستور قیصر روم عمل كردند، همان تلخى كه براى برادرزاده اوّل او پیش آمده بود براى دوّمى نیز رخ داد. مردم وحشتزده پراكنده شدند. نیاى بزرگم، قیصر روم، اندوهگین و ماتم زده برخاست و وارد قصر خویش شد و پرده هاى كاخ افكنده شد و ماجرا تمام شد و در هاله اى از ابهام و نگرانى قرار گرفت. شب فرا رسید و آن روز دهشتناك سپرى شد. من همان شب در خواب دیدم كه حضرت مسیح (علیه السلام) به همراه وصىّ خود شمعون و گروهى از حواریون وارد كاخ جدّم قیصر روم شدند و منبرى پرفراز و شكوهمند در همان نقطه اى كه جدّم تخت خود را قرار داده بود برپا ساختند، درست در همین لحظات بود كه حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) با گروهى از جوانان و فرزندان خویش وارد شدند. حضرت مسیح (علیه السلام) به استقبال آن حضرت شتافت و او را در آغوش كشید. پیامبر اسلام به او فرمود: من آمده ام تا ملیكه، دختر شمعون را براى پسرم خواستگارى كنم. و در همانحال دیدم كه آن حضرت با دست خویش به امام حسن عسكرى، اشاره فرمود.مسیح نگاهى به شمعون كرد و گفت: افتخار بزرگى به سویت آمده است، با خاندان پیامبر پیوند كن و دخترت را به فرزند او بده.و شمعون هم گفت: پذیرفتم.پیامبر اسلام بر فراز منبر رفت و مرا به ازدواج پسر خود درآورد و بر این ازدواج مسیح (علیه السلام) و حواریون و فرزندان محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) گواه بودند. از خواب خوش آن شب جاودانه بیدار شدم امّا ترسیدم خواب خود را بر پدر و جدّم بازگویم.از آن پس قلبم از محبّت حضرت عسكرى، مالامال شد به گونه اى كه از آب و غذا دست شستم و به همین جهت بسیار ضعیف و ناتوان شدم و به بیمارى سختى دچار گشتم.جدّم بهترین پزشكان كشور را یكى پس از دیگرى براى نجات من فرا خواند، امّا بیهوده بود و آنان كارى از پیش نبردند و هنگامى كه جدّم از نجات من نومید شد به من گفت: نور دیده ام! دخترم! براى نجات جان و شفاى بیماریت چه كنم؟ آیا چیزى به نظرت نمى رسد؟ من گفتم: نه! درهاى نجات را به روى خود مسدود مى نگرم، شما اگر ممكن است دستور دهید اسیران مسلمان را از زندانهاو شكنجه گاهها آزاد و كُند و زنجیر از دست و پاى آنان بردارند و بر آنان مهر ورزند و آزادشان سازند، امید كه در برابر این مهر به اسیران و غریبان، حضرت مسیح و مادرش مریم مرا شفا بخشند.جدّم به خواسته من جامه عمل پوشاند و براى شفاى من: همه اسیران مسلمان را آزاد ساخت و من نیز خویشتن را اندكى سالم و با نشاط نشان دادم و كمى غذا خوردم و جدّم شادمان گردید و بر محبّت بر اسیران و احترام به آنان تأكید كرد.چهار شب از آن رؤیاى شكوهبار گذشته بود كه خواب دیگرى دیدم.گویى دخت گرانمایه پیامبر، سالار بانوان گیتى به همراه مریم و هزار نفر از دوشیزگان بهشتى، به دیدار من آمدند.مریم پاك، رو به من كرد و گفت: این، سالار بانوان جهان، فاطمه (علیها السلام) دخت گرانمایه پیامبر و مادر همسر آینده تو است. من دامان آن بانوى بزرگ را سخت گرفتم و گریه كنان از اینكه حضرت عسكرى از دیدار من سرباز مى زند و به خوابم نمى آید به مادرش شكایت بردم. فاطمه (علیها السلام) فرمود: ملیكه! پسرم به دیدار تو نخواهد آمد چرا كه مشرك هستى. این خواهرم مریم است كه از دین شما بیزارى مى جوید، اگر براستى دوست دارى خشنودى خدا و مسیح (علیه السلام) و مریم را بدست آورى و به دیدار حسن من، مفتخر گردى بگو اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابى محمد رسول الله. من به دعوت دخت گرانقدر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)اسلام آوردم و به یكتایى خدا و رسالت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) گواهى دادم. بانوى بانوان مرا در آغوش كشید و خوش آمد گفت و فرمود: اینك در انتظار دیدار پسرم باش!... از خواب برخاستم، امّا شور و شوق دیدار ابو محمّد، حضرت عسكرى، كران تا كران وجودم را فرا گرفته بود. در انتظار دیدارش قرار و آرام نداشتم كه شب فرا رسید و او به خواب من آمد. هنگامى كه او را دیدم به او گفتم: سرورم! محبوب قلبم! پس از اینكه، قلب مرا لبریز از مهر و عشق پاك خود كردى، به من بى مهرى نمودى؟ فرمود: تنها دلیل تأخیر دیدارت، شرك تو بود و اینك كه به راه توحید و توحید گرایى گام سپرده اى، همواره به دیدارت خواهم آمد تا خداوند ما را یك جا گرد آورد. و آن گرانمایه از آن روز تاكنون مرا ترك نكرده و هر شب به خواب من آمده است. بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام)مى گوید: من كه از سرگذشت عجیب او غرق در حیرت شده بودم، از او پرسیدم: با این شرایط، شما چگونه به اسارت رفتى و در صف اسیران قرار گرفتى؟گفت: حضرت عسكرى، شبى در عالم رؤیا به من خبر داد كه بزودى جدّت، سپاهى گران براى نبرد با مسلمانان گسیل خواهد داشت، شما نیز با گروهى از دوشیزگان در لباس خدمتگزار و بطور ناشناس همراه آنان بیا...من طبق رهنمود ابومحمد چنین كردم و طلایه داران سپاه مسلمین، ما را به اسارت گرفتند وتا الان كه سرگذشت خویش را به تو بازگفتم، هیچ كس نمى داند كه من دختر پادشاه روم هستم. پرسیدم: شگفتا! شما كه دختر پادشاه روم هستى چگونه به زبان عربى سخن مى گویى؟پاسخ داد: این بخاطر شدّت محبّت جدّم نسبت به من بود كه مرا با همه وجود وامكانات به آموزش، دانش و بینش تشویق كرد و بانوى مترجم و زبانشناسى را همواره در خدمت من قرار داد تا با كوشش و تلاش بسیار، زبان عربى را بطور شایسته و بایسته به من آموخت.بشر فرستاده امام هادى (علیه السلام) مى افزاید: هنگامى كه او را به سامرّا و به محضر حضرت هادى (علیه السلام) آوردم امام (علیه السلام) ضمن خوش آمد و احترام به او پرسید: پیروزى اسلام و مسلمانان و شكست رومیان را چگونه دیده است؟ و در مورد شكوه و عظمت خاندان وحى و رسالت چه فكر مى كند؟نرجس گفت: شما كه از من، بر این واقعیتها داناترید، من چه گویم؟حضرت به او فرمود: من در این اندیشه ام كه مقدم شما را گرامى دارم. اینك، كدامین یك از این دو راه را براى گرامیداشت خود مى پسندى: دریافت سرمایه كلانى از طلا و نقره همچون ده هزار درهم یا بشارت و نوید به افتخار ابدى و همیشگى، كدامیك؟پاسخ داد: سرورم! دوّمى را، مژده به شرافت و نیكبختى جاودانه را.امام هادى (علیه السلام) فرمود: پس تو را نوید باد به فرزند گرانمایه اى كه حكومت عدل و داد را در جهان، پى خواهد افكند و بر شرق و غرب گیتى حكومت خواهد نمود و زمین را لبریز از عدالت و دادگرى خواهد ساخت همانگونه كه از ظلم و بیداد لبریز باشد.پاسخ داد: سرورم! چه كسى و چگونه؟فرمود: از همان شخصیت والایى كه پیامبر در آن شب جاودانه تو را از مسیح و شمعون براى او خواستگارى كرد و در حضور مسیح و جانشین او، تو را به عقد او درآورد. اینك آیا او را مى شناسى؟پاسخ داد: آرى! از همان شب جاودانه اى كه به دست مادر گردانقدرش فاطمه(علیها السلام) اسلام آوردم، تاكنون شبى بدون عشق و ارادت معنوى به وجود مقدّس او سحر نكردم و هر شب نیز خواب او را دیده ام. امام هادى (علیه السلام)به یكى از خدمتگزاران فرمود: كافور! خواهر گرانقدرم حكیمه را فرا خوان.هنگامى كه آن بانوى بزرگ وارد شد امام هادى (علیه السلام) خطاب به او فرمود: حكیمه! این همان دوشیزه است... .و حكیمه او را در آغوش كشید و مورد تكریم و مهر قرار داد وشادمانى خویش را از دیدار او اعلان كرد. حضرت هادى (علیه السلام) به خواهر گرانقدرش فرمود: دختر پیامبر! اینك او را نزد خویش ببر و مقررّات و قوانین دین را آنگونه كه مى باید به او بیاموز كه او همسر گرانقدر پسرم حسن و مادر پرافتخار قائم خواهد بود.
نوشته شده توسط یامهدی در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390

گريه حضرت امام صادق بر غيبت امام مهدي(علیهماالسلام) (کسي که در حال انتظار فرج ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بميرد، مانند کسي است که در محضر قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف درخيمه آن حضرت است). سپس فرمود: (نه، بلکه، پاداش او همانند پاداش کسي است که با شمشير در رکاب رسول خدا صلي الله عليه وآله با ولادت پنهانی امام عصر(عج) چرا؟! خداوند مي‌دانست اگر امامان پيشين، ظاهر شوند از کشته شدن در امان خواهند بود، بر خلاف «مهدي» که اگر ظاهر شود، کشته خواهد شد وجود امام غائب با عدمش مساوي است!! آنچه عقلاً بر خداوند واجب است، اين مطلب مي‌باشد که براي هدايت امت و حفظ قانون شريعت و تحصيل امنيت، امامي را نصب کند زمان غیبت خود را به انتها برسان کنار تربت زهرا به وقت نافله ات دعای خویش به یاری این گدا برسان نوشته ام به وصیت اگر میسر شد بیا و مرده ما را به کربلا برسان شبهه معجزات امام زمان(عج) در هنگام ظهور هر زمان که زکريا بر مريم وارد مي‌شد، مي‌ديد که در برابرش طعامي وجود دارد. به مريم گفت: اين غذاها از کجاست؟ مريم گفت: از پيشگاه خداوند برايم آمده و خداوند هرکه را بخواهد بدون حساب روزي مي‌دهد. در اين هنگام بود که زکريا دعا کرد که پروردگارا! به من اولاد پاک چرا محل زندگی امام عصر(عج) فاش نشده ! به استخوان هاي بدن‌هاي انسان‌هاي مرده نيز بنگر که چگونه ما ذرّات آن را از زير خاک بيرون آورده و به يکديگر وصل نموده و گوشت، روي آنها مي-رويانيم و آنها را به صورت اوليه در مي‌آوريم پیامکهای آغاز امامت امام زمان(عج) ملعون‌ است‌، ملعون‌ است‌ كسى‌ كه‌ نماز مغربش‌ را به‌ تأخير بيندازد، تا زمانى‌ كه‌ ستارگان‌ آسمان‌ پديدار شوند. آيا حيات امام زمان(عج) بدون ضعف و سستي ممكن است؟ يکي ديگر از معمرين مورد اتفاق همه مسلمين و غير آنان «سلمان فارسي» است که اکثر دانشمندان اسلامي و غير اسلامي مي‌گويند که او «عيسي مسيح عليه السلام» را ديده و پيامبر اسلام را نيز درک کرده است نقش جمال یار نقش جمال یار چه شود به من، نظری ز بهر خدا کنی ز تو گر تفقد و گر ستم، بُوَد آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بُوَد ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی همه جا کشی می لاله گون، ز ایاغ مدعیان دون شکنی پیاله ی ما، که خون به دل شکسته ی ما کنی چرا خداوند امامت را در کودکی قرار داد؟ چرا خداوند امامت را در کودک قرار داد؟ برخى ممکن است سؤال کنند: چه ضرورتى دارد که کودک امام باشد در حالى که مورد شک و تردید عده‏اى قرار مى‏گیرد. ممکن است عواملى چند در این انتخاب مؤثر باشد: 1 - امتحان مردم؛ زیرا با اثبات امامت طفل از راه معجزه و جهات دی تثبیت امامت امام زمان توسط پدرشان پرده را کنار بزن. کنار زدم، ناگهان کودکى با شمایلى خاص بر ما وارد شد و بر دامان امام عسکرى (علیه السلام) نشست. حضرت فرمود: «این فرزند صاحب وامام شما بعد از من است...» اثبات امامت امام زمان(عج) در کودکی امام علی النقی نیز شش سال و پنج ماه از سن شریفش گذشته بود که پدرش به شهادت رسید و امامت به وی منتقل شد. آیا قرآن مؤیّد امامت و نبوت کودک است؟ الف. خداوند متعال خطاب به حضرت یحیى مى‏فرماید: «اى یحیى! تو کتاب آسمانى ما را به قوت فراگیر وبه او در کودکى مقام نبوت دادیم.»( سوره مریم، آیه 12) صدقه دادن برای سلامتی امام زمان(عج) حضرت رضا عليه السلام برخاست وروي دو پايش ايستاد، و سرش را به زير افکند، سپس دست راستش را بر سرش نهاد وگفت: (اللهم عَجِّل فَرَجَهُ ومَخْرَجَهُ، وانصُرنا بِهِ نَصْراً عَزيزاً؛(2) خدايا، در فرج خروج حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شتاب فرما، و ما را به ارزش دعا براي امام عصر(عج) امام صادق عليه السلام فرمود: وقتي که اين زمان را درک کردي اين دعا را بخوان: نصب حجر الاسود توسط حضرت مهدي(عج) وقتي که اين سخن معجز نشانش را شنيدم و آن شکوه را در او ديدم، به سختي ترسيدم به طوري که نمي توانستم راه بروم، در آن هنگام آن حضرت از آن جا رفت و ناپديد شد. چگونگی غيبت امام زمان(عج)؟ من با صراحت میگویم اگر کتب اهل سنت و شیعیان را بررسی کنیم در می یابیم که این سخن مسخره ای است که اولین بار دشمنان حضرت و اهل سنت آن را ساخته و پرداخته اند و به شیعیان نسبت داده اند تا با مضحک نشان دادن آن وجود مقدس امام زمان (عج) را زیر سئوال ببرند !!! آیا سرداب محل تولد امام عصر(عج) است؟ امام باقر علیه السلام: به خدا سوگند گویی میبینم او را که پشت خود را به حجرالاسود تکیه داده میگوید :ای مردم ما از همه مردمان یاری میخواهیم علیه کسانی که به ما ستم کردند وحق ما را غصب نمودند ... اعتراف علمای اهل سنت به ولادت امام مهدي(عج) (ابومحمد حضرت حسن عسکري) عليه السلام يازدهمين امام نور است و فرزند گرانمايه اش محمد عليه السلام نزد ياران و دوستداران مورد اعتماد شناخته شده است اثبات حقیقت نامه های امام زمان(عج) در طول تاریخ هیچگاه امامان و وکیلان آنها پولی را به زور از مردم نگرفته اند و مردم با اختیار کامل و با عشق و علاقه کامل خود وجوهات را به عنوان نذر و خمس و زکات در راه اسلام به آنها میدادند، و تمامی این وجوهات در راه اسلام و برای مردم جامعه خرج می شد پیشینه غیبت امام زمان (عج) اما شباهتش به جدش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، خروج او با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسول صلی الله علیه و آله و جباران و سرکشان است آيا سرداب مقدس است؟ هنگام حرکت دادن رأس مطهر امام حسین(علیه السلام) از کربلا به شام در آنجا به زمین گذاشته شده است مقام رأس الحسین است و برای شیعیان قداست و احترام دارد ...پس این احترام گذاشتن عجیب وبی سابقه نیست و ارتباطی با غیبت و ظهور امام زمان (علیه السلام) ندارد نزديک بودن ولادت مهدي موعود هنگامي که وقت فجر فرا رسيد، آن حمل براي تو آشکار مي گردد، زيرا مَثَل نرجس سلام الله عليها همانند مَثَل مادر موسي عليه السلام است،که اثر حمل موسي عليه السلام در مادرش ظاهر نشد، وهيچ کس تا هنگام ولادتش، به آن اطلاع نيافت، زيرا به دستور فرعون شکم ها ... امام مهدي(عج) سبب امتحان الهي هيهات، هيهات، فرج وگشايش ما صورت نگيرد تا آنکه همه ي شما غربال شويد،همه غربال شويد، همه غربال شويد - سه بار فرمودند - تا ناصافي ها بروند و خالص ها باقي بمانند آیا سرداب محل سکونت امام مهدی(عج)است؟ «همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند که در مجاورت قومى که خداوند بر آنان غضب کرده است قرار نگیرم... و به من فرمود که در کوهها ساکن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساکن نشوم مگر شهرهاى متروکه و بى آب و علف. روش‌های تربیتی امام زمان (ع) تمامي‌ رواياتي‌ كه‌ بر رفع‌ ظلم‌ و جور در زمان‌ ظهور دلالت‌ دارند، نيز مي‌توانند شاهد خوبي‌ براي‌ رشد عقلاني‌ بشريت‌ باشند. بي‌ترديد از ميان‌ رفتن‌ ستم، آن‌ هم‌ در همه‌ جاي‌ دنيا و نه‌ بخشي‌ از آن‌ ‌چنان‌چه‌ مدلول‌ روايات‌ است‌ ‌با ايجاد ترس‌ و وحشت‌ و ا سرانجام اهل کتاب در حکومت مهدی موعود با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ در دوران‌ حكومت‌ آن‌ مصلح‌ بزرگ، همه‌ وسایل‌ پیشرفته‌ ارتباط‌ جمعی‌ در اختیار او و پیروان‌ رشید اوست‌ و با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ اسلام‌ راستین‌ با حذف‌ پیرایه‌ها، كشش‌ و جاذبه‌ای‌ فوق‌العاده‌ دارد، به‌ خوبی‌ می‌توان‌ پیش‌بینی‌ كرد كه‌ ا متمهدیان و مدعیان مهدویت 14 نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، به صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و نوید عدل موعود از اسوه عدالت بی تردید موضوع تأمین «عدالت» عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه «عدالت» در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلكه در تمام كلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تكیه نموده و ا مهدی موعود واسطه رحمت خدا وجود حضرت مهدي موعود(عليه السلام) در عالم به عنوان حجت الهي و استمرار خلافت او در زمين ضرورتي انكارناپذير دارد و جزو حقايق حتمي و قطعي نظام آفرينش است، به ويژه آنكه در روايات ياد شده، جريان ضرورت حجت الهي فراتر از مسائل شرعي و مديريت اجتماعي مطرح شده و به پیامک‌های ولادت امام عصر(عج) دلها ز هجر روی مهت چون شکسته اند چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند خیل عظیم منتظــران با تمــام عشـــق از عمق دل به یـاد ظهــورت نشستـه اند 313 یار امام عصر(عج) سیصد و سیزده نفر نخستین گروندگان هستند که در انتظار ظهور موعود در مکه بوده اند. با گرد آمدن این گروه, دعوت آغاز می شود. پس از انتشار خبر و گزارش آن به محرمان, ده یا دوازده هزار نفر, که ستونهای اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند, به سرعت گزینش یاران زمان(عج) دوران غیبت قائم, چنان به درازا خواهد کشید, تا حق در خلوص خود رخ نماید و ایمانهای خالص از ناخالص, جدا شود, کسانی که سرنوشت ناپاک داشته و ترس آن است که به هنگام پیروزی دولت قائم, منافقانه خود را در صف مؤمنان جای دهند, پیش از قیام مهدی از آن جدا شوند شیوه برخورد امام با مخالفان و پیروان ادیان!! آیا روش قائم برخلاف سیره علی(علیه السلام) است؟ فرمود: بلی. علی بعد از دست یافتن بر مخالفان, آنان را بخشید, چون می دانست دشمنان, پس از او بر شیعیانش مسلط خواهند شد. ولی قائم, با مخالفان با شمشیر رو به رو می شود, چون می داند دشمنان هرگز بر پیروان او, مسلط ن نرگس، گلی که بوی مهدی(عج) می دهد او در آغاز، مسیحی بود که در عالم رؤیا پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) و سایر پیشوایان معصوم برای خواستگاری وی به منزل جدش می روند و حضرت عیسی(علیه السلام) از آنان استقبال می کند. در این هنگام رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله شرایط اجتماعی عصر میلاد دوران 250 ساله امامت شیعی که با وفات پیامبر گرامی اسلام (ص) در سال 11ق. آغاز گردید و با شروع غیبت صغرا و قطع رابطه مستقیم امام معصوم(علیه السلام) با جامعه اسلامی در سال 260 ق. پایان پذیرفت، به مقاطع مختلف با ویژگی ها و خصوصیات متفاوت قابل تقسیم است. میلاد آفتاب هنگامی که نرجس در روم بود، خواب های شگفت انگیزی دید. یک بار در خواب، پیامبر عزیز اسلام و عیسای مسیح (علیه السلام) را دید که او را به عقد ازدواج امام حسن عسکری (علیه السلام) در آوردند. وی در خواب دیگری، شگفتی های دیگری دید و به دعوت حضرت فاطمه زهرا(س) مسلم میلاد امام مهدی (عج) از دیدگاه روایات ما روایات معتبری از عصر امام عسکری(علیه السلام) در دست داریم که در آنها افرادی جلیل القدر به تولد امام دوازدهم شهادت داده و اظهار داشته اند که جانشین امام یازدهم بر ما داستان نرجس خاتون؛ از انتخاب تا ازدواج فرمود: از کسی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در فلان شب از فلان ماه از فلان سال رومی تو را برای او خواستگاری کرد، گفت: از مسیح و جانشین او؟ فرمود: پس مسیح و وصیّ او تو را به چه کسی تزویج کردند؟ گفت: به پسر شما ابومحمد! فرمود: آیا او را می‌شناسی؟ گفت: از تحقق اراده الهی نقش حضرت عیسی(علیه السلام) و وصی او شمعون که این امر می تواند در گرایش مسیحیت به حضرت مهدی(عج) و حمایت از آن حضرت و پذیرفتن دعوتش مؤثر باشد. چون آنان با اعتبار اینکه راس ساعت 11 دعای فرج بخوانید آیت الله وحید خراسانی در سخنانی فرمودند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز(شب نیمه شعبان) پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه يارى رسانی به امام زمان(عج) با تقوا مؤمن با کسب صفت تقوا؛ با چند عنوان، امام زمان(عليه‌السلام) را نصرت و يارى مى‌نمايد، كه در هر كدام نفعى است نسبت به وجود مبارك امام در همه جهاتى كه بيان می‌کنیم. يارى حضرت قائم عليه السّلام با امر به معروف و نهى از منكر كيفيّت چهارم ; امربه معروف و نهى از منكر است ، و اين نوع ; نصرت و يارى كاملى نسبت به وجود مبارك ايشان است ، بواسطه آنكه هرگاه امر به معروف و نهى از منكر با شرايط مقررّه آن واقع شود ; آثار زيادى چه از نظر ظاهرى و چه از نظر باطنى از آن ظاهر مى شود . نصرت و يارى حضرت قائم عليه السّلام با مرابطه در « كافى » روايت شده از حضرت صادق (عليه السلام)كه در بيان اين آيه فرمود : « اِصبِرُوا عَلى الفرائض و صابروا علی المصائب و رابطو علی الائمة(علیهم السلام) (2) 1) نصرت و يارى حضرت قائم عليه السّلام با تحصيل علوم و معارف دينى كيفيّت سوّم ; سعى و اهتمام در تحصيل علوم و معارف دينى از اصول و فروع دين ، و نيز اهتمام در معرفت انسان نسبت به نفس خود در مقام فراگيرى علوم و رفع جهل از خود مى باشد نصرت و يارى حضرت قائم عليه السّلام با ارشاد جاهلين كيفيّت دوّم ; سعى و اهتمام در ارشاد و هدايت جاهلين است اعم از آنكه جهالتشان ;جهالت كفر و شرك باشد يا جهالت ضلالت يا جهالت در احكام دين ، يا جهالت در امر فسق و فجور باشد . خصوصيت حکومت جهانی موعود حكومت جهانى موعود را از دو منظر مى‏توان مطالعه كرد: 1. به عنوان آرمانى دور دست كه بايد در انتظار تحقق آن باشيم، كه در آن صورت، هيچ تأثيرى در واقعيت‏هاى موجود جامعه ندارد. 2. به عنوان الگويى واقعى براى سامان بخشى به وضع موجود و هدف معينى كه توان جهت بخشى خصوصيات ياران قائم(عج) در روايات ويژگى‏هاى زيادى براى ياران حضرت مهدی(علیه‌السلام) شمرده شده كه برخى مربوط به ويژگى‏ها و صفات ظاهرى و جسمانى است و برخى ديگر مربوط به خصايل اخلاقى و روحى . پیامک جهت تبریک عید نیمه شعبان به امید روزی که همه پیام‌های کوتاه این باشد: جاء المهدی ... بشکفت به شوق و شعف و زمزمه امشب گل از گل لبخـند بنی فاطمه امشب 1 2 3 4
نوشته شده توسط یامهدی در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390


  • پیوندها
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه n++; else n++; if (n == 0) alert("Not found."); } if (IE4) { txt = win.document.body.createTextRange(); for (i = 0; i <= n && (found = txt.findText(str)) != false; i++) { txt.moveStart("character", 1); txt.moveEnd("textedit"); } if (found) { txt.moveStart("character", -1); txt.findText(str); txt.select(); txt.scrollIntoView(); n++; } else { if (n > 0) { n = 0; findInPage(str); } else alert("متاسفم!همچین لغتی در صفحه پیدا نشد لطفا برای گرفتن نتیجه به املای صحیح لغت مورد نظر خود دقت کنید."); } } return false; }

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاین:
    »تعداد بازدیدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما
  • Design By shrshr
  • طراحی قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by montazeranefarag.blogfa.com

    .html>کد تغییر شکل موس
    حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا